سامانه خبری تبریز 2018
کد خبر : ۳۴۵
موضوع خبر : جهان اسلام
تاریخ انتشار خبر : شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۶ - ساعت ۲:۱۴:۱۷ بعد از ظهر
چاپ خبر
برای معرفی امام زمان(عج) به شیعیان امام حسن عسکری(ع) چه کارهایی انجام دادند؟
سال‌هاي آغازين زندگي امام مهدي(عج)، دوره بسيار حساسي است و امام عسكري علیه‌السلام در همان حال كه مراقب است دشمن از تولّد فرزندش باخبر نشود و ولادت او پوشيده بماند

سال‌هاي آغازين زندگي امام مهدي(عج)، دوره بسيار حساسي است. از سويي دشمنان به دنبال آنند كه فرزند امام حسن عسكري علیه‌السلام را شناسايي كرده، به قتل برسانند و از سوي ديگر شيعيان و دوستان مهدي(عج) مي‌خواهند امام دوازدهم را بشناسند تا به گمراهي گرفتار نشوند؛ بنابراين امام عسكري علیه‌السلام در همان حال كه مراقب است دشمن از تولّد فرزندش باخبر نشود و ولادت او پوشيده بماند، براي جلوگيري از گمراهي شيعيان و انحراف از مسير امامت و رهبري، آنان را از ولادت فرزندش كه همان جانشين بر حق اوست آگاه مي‌سازد. برخي از اقدامات آن حضرت عبارتند از:
1. نشان دادن مهدي علیه‌السلام به خواصّ
احمد بن اسحاق كه از بزرگان شيعه و از پيروان ويژه امام يازدهم علیه‌السلام است مي‌گويد:
خدمت امام عسكري علیه‌السلام شرفياب شدم و مي‌خواستم دربارة امام پس از او سؤال كنم؛ ولي پيش از آن كه سخني بگويم، فرمود:
«‌اي احمد! همانا خداي متعال از آن زمان كه آدم را آفريده، زمين را از حجّت خود خالي نگذاشته است و تا قيامت نيز چنين نخواهد كرد. به واسطه حجّت خدا، بلا از اهل زمين برداشته مي‌شود و [به بركت وجود او ]باران باريده و بهره‌هاي زميني بيرون مي‌آيد».
عرض كردم: «‌اي پسر رسول خدا! امام و جانشين پس از شما كيست؟»
آن حضرت با شتاب به درون خانه رفت و بازگشت و در حالي كه پسري سه ساله بر دوش داشت كه رويش همانند ماه تمام مي‌درخشيد، فرمود: «‌اي احمدبن‌اسحاق! اگر نزد خداي متعال و حجّت‌هاي او گرامي نبودي، اين پسرم را به تو نشان نمي‌دادم. همانا او هم نام و هم كنيه رسول خداست و كسي است كه زمين را از عدل و داد پر مي‌كند، همان‌گونه كه از ظلم و ستم پر شده است».
گفتم: سرور من! آيا نشانه‌اي هست كه قلبم به آن آرام گردد؟!
[در اين هنگام] آن كودك، لب به سخن گشود و به زبان عربي روان گفت:
«من بقيةالله در زمين هستم كه از دشمنان خدا انتقام خواهم گرفت. ‌اي احمدبن‌اسحاق، پس از اين‌كه با چشم خود مي‌بيني در پي نشانه مباش!».
احمدبن‌اسحاق گويد: «پس [ از شنيدن اين سخنان]با شادماني از خانه امام علیه‌السلام بيرون شدم…».[1]
همچنين محمدبن‌عثمان[2] و چند تن ديگر از بزرگان شيعه نقل مي‌كنند:
چهل نفر از شيعيان نزد امام يازدهم علیه‌السلام گرد آمديم. آن حضرت، فرزندش را به ما نشان داد و فرمود:
پس از من، اين امام شما و جانشين من است. از او فرمان بريد و بعد از من در دين خود پراكنده نشويد كه هلاك خواهيد شد و [بدانيد كه] پس از امروز، او را نخواهيد ديد... . [3]
2. سنّت عقيقه
يكي از برنامه‌هاي ديني و سنت‌هاي اسلامي، عقيقه كردن و وليمه دادن براي نوزاد است؛ يعني گوسفندي قرباني كرده، جماعتي از مردم را ميهمان مي‌نمايندكه در سلامتي و طول عمر فرزند، تأثير فراوان دارد. امام حسن عسكري علیه‌السلام بارها براي فرزندش عقيقه كرد، [4] تا ضمن عمل به اين سنت نيكوي پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله گروه‌هاي بسياري از شيعيان را از ولادت امام دوازدهم آگاه سازد.
محمدبن‌ابراهيم گويد: امام عسكري علیه‌السلام براي يكي از شيعيان خود، گوسفند سربريده‌اي فرستاد و فرمود: «اين از عقيقه فرزندم، محمد است». [5]
3. نامه‌نگاري
يكي از نوادگان احمدبن‌اسحاق قمي كه از برجستگان و شايستگان شعيه است مي‌گويد: نامه‌اي از مولايمان حضرت عسكري علیه‌السلام به جدّ بزرگوارم احمدبن‌اسحاق كه نماينده آن حضرت بود رسيد كه در آن، به خط آن حضرت آمده بود:
براي ما فرزندي به دنيا آمد. اين رازي است كه بايد نزد تو باشد و از مردم پوشيده بماند. ما [ولادت] او را جز براي نزديك‌ترين بستگان و دوستان آشكار نكرديم. دوست داشتيم آن را به شما اعلان كنيم، تا خدا تو را به وسيله آن، شاد گرداند؛ همان‌گونه كه ما را به وسيله او شاد كرد. والسلام.[6]
4. پاسخ‌گويي به سؤالات
يكي از برنامه‌هاي دوران كودكي امام مهدي علیه‌السلام پاسخگويي به سؤالات بود. اين نيز راهي براي شناخت امام و حجت آخرين بود كه عقيده شيعيان را تقويت مي‌كرد و دلگرمي و آرامش خاطر آنان را فراهم مي‌ساخت. براي نمونه روايتي را به اختصار نقل مي‌كنيم.
سعدبن‌عبدالله قمي از بزرگان شيعه همراه احمدبن‌اسحاق قمي وكيل امام حسن عسكري علیه‌السلام براي طرح سؤالات و دريافت پاسخ آن‌ها به محضر آن امام شرفياب مي‌شود. او جريان اين ديدار را چنين نقل كرده است:
چون خواستم سؤال كنم، امام عسكري علیه‌السلام به فرزندش اشاره كرد و فرمود: «از نور چشمم سؤال كن». در اين هنگام، كودك رو به من كرده فرمود: «هر چه مي‌خواهي سؤال كن» … پرسيدم: «مقصود از كهيعص [از حروف مقطعه قرآن] چيست؟» فرمود: «اين حروف، از خبرهاي غيبي است. خداوند بندة خود، زكريا را از آن آگاه ساخته و سپس آن را براي محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله باز گفته است. داستان از اين قرار است كه زكريا از پروردگارش خواست تا نام‌هاي پنج تن [آل عبا] را به او بياموزد. خداوند متعال جبرئيل را بر او فرو فرستاد و آن نام‌ها را به او ياد داد. زكريا چون [نام‌هاي مقدس] محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله و علي و فاطمه و حسن علیهم‌السلام را بر زبان مي‌آورد، اندوه و گرفتاري‌اش برطرف مي‌شد و وقتي حسين علیه‌السلام را ياد مي‌كرد، بغض گلويش را مي‌گرفت و مبهوت مي‌شد. روزي گفت: «بارالها چرا وقتي آن چهار نفر را ياد مي‌كنم، از اندوه‌ها و نگراني‌هايم راحت شده و دل آرام مي‌شوم و چون حسين علیه‌السلام را به ياد مي‌آورم، اشكم جاري و ناله‌ام بلند مي‌شود؟» خداوند او را از داستان حسين علیه‌السلام آگاه كرد و فرمود: «كهيعص» [رمز اين داستان است]. «كاف» رمز كربلا و «هاء» رمز هلاكت خاندان [او] و «ياء» كنايه از نام [يزيد] كه جفاكننده نسبت به حسين علیه‌السلام است مي‌باشد و «عين» اشاره به عطش و تشنگي او دارد و «صاد» نشانه صبر و استقامت امام حسين علیه‌السلام است....»
گفتم: «‌اي مولاي من! چرا مردم از برگزيدن امام براي خود منع شده‌اند؟»
فرمود: «[مقصود تو برگزيدن] امام مُصلح است يا امام مُفسد؟» گفتم: «امام مُصلح [كه جامعه را اصلاح كند]». فرمود: «با توجه به اينكه هيچ‌كس از درون ديگري آگاه نيست كه به صلاح و درستي مي‌انديشد يا به فساد و تباهي، آيا احتمال ندارد كه برگزيده مردم، مُفسِد (و اهل تبهكاري) باشد؟» گفتم: «آري؛ امكان دارد». فرمود: «علّت، همين است». [7و8]
و گفتني است كه در ادامه روايت، امام مهدي علیه‌السلام علّت ديگري نيز بيان كرده‌اند و به سؤالات ديگر هم پاسخ فرموده‌اند كه براي رعايت اختصار، از بيان آن‌ها خودداري شد.
5. دريافت هداياي مادّي
يكي از برنامه‌هاي شيعيان، فرستادن هداياي مادّي و واجبات مالي براي امامان معصوم بوده است. آن بزرگواران نيز پس از پذيرفتن آن‌ها، از نيازمندان جامعه رفع نياز مي‌كردند.
ابن‌اسحاق يكي از وكيل‌هاي امام حسن عسكري علیه‌السلام مي‌گويد:
اموالي از شيعيان را به محضر امام يازدهم علیه‌السلام بردم تا به آن حضرت تقديم كنم. در آن حال، فرزند خردسال حضرت با چهره‌اي كه مانند ماه تمام مي‌درخشيد در كنار امام حضور داشت. امام عسكري علیه‌السلام رو به فرزند خود كرده، فرمود: «فرزندم! هداياي شيعيان و دوستانت را باز كن». كودك فرمود: «‌اي مولاي من! آيا رواست دستِ پاك [خود]را به هداياي ناپاك و اموال پليدي كه حلال و حرام آن به يك‌ديگر آميخته است، دراز كنم؟»
امام عسكري علیه‌السلام فرمود: «‌اي ابن‌اسحاق، آنچه در ميان اينان است بيرون آور تا حلال و حرام آن را جدا كند». پس اولين كيسه را بيرون آوردم. كودك گفت: «اين كيسه از فلان شخص از فلان محله شهر قم است [و نام او و نام محله‌اش را فرمود] كه در آن شصت و دو اشرفي است. چهل و پنج اشرفي از آن، بهاي فروش زمين سنگلاخي است كه صاحبش آن را از پدر خود، ارث برده است و چهارده دينارِ آن بهاي نُه جامه است كه فروخته، و سه دينارش وجه اجاره دكان‌ها است».
امام عسكري علیه‌السلام فرمود: «فرزند عزيزم! راست گفتي. اكنون اين مرد را راهنمايي كن كه كدام [از اين اموال] حرام است؟» كودك با دقت تمام، سكّه‌هاي حرام را مشخص و علت حرام بودن آن‌ها را به روشني بيان كرد.
سپس كيسه ديگري بيرون آوردم. آن كودك پس از بيان نام و نشان و محل سكونت صاحب آن، فرمود: «در آن كيسه، پنجاه اشرفي است كه دست زدن بدان براي ما روا نيست». سپس علت ناپاكي آن اموال را يك به يك بيان كرد. آن گاه امام عسكري علیه‌السلام فرمود: «پسر جانم! راست گفتي. سپس رو به احمدبن‌اسحاق كرد و فرمود: «همه را به صاحبش برگردان يا سفارش كن كه آن‌ها را به صاحبانش برسانند. ما را نيازي به آن نيست…». [9]

1.كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، باب 38، ح 1، ص 80.
2 . او دومين نائب خاص امام مهدى علیه‌السلام در دوره غيبت صغرا است كه در بخش غيبت، شرح حال او خواهد آمد.
3 . كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، باب 43، ح 2، ص 162.
4 . همان، ج2، باب42.
5 . همان، ح10، ص 158.
6. همان، ح15، ص160.
7. همان، ج 2، باب 43، ح 21، ص 190.
8. توضيح اين سخن، در فصل اول كتاب در بخش منصوب بودن امام از سوى خدا، گذشت.
9 . كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، باب 43، ح 21، ص 190.

استفاده از اين خبر فقط با ذکر منبع " سامانه خبری تبریز 2018 " مجاز است.